ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )
81
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )
با وجود آنكه بيشتر سنّيان معتقدند كه پيامبر بدون اينكه جانشينى براى خود معين كند از دنيا رفت و جماعتى از مسلمانان در سقيفه أبو بكر را انتخاب كردند ليكن تعداد اندكى از محقّقان مانند حسن بصرى ، ابن حزم و ابن تيميه ادعا مىكنند كه محمد صلّى اللّه عليه و آله أبو بكر را به جانشينى خود انتخاب كرده بود . شواهد قوى در دست است كه از اين نظريه بعدا در دوران خلافت أبو بكر رسما حمايت شد و اين عمر بود كه اصرار داشت پيامبر بدون اينكه كسى را جانشين خود بنامد از دنيا رفته است . اين مطلب از تفسير نوه أبو بكر قاسم ابن محمد درباره روايتى از عمه خود عايشه به خوبى فهميده مىشود . بنابراين روايت پيامبر قبل از رحلت خود وقتى صداى تكبير عمر را شنيد فرمود : أبو بكر كجاست ؟ خدا و مسلمانان آن را نمىپذيرند . قاسم مىگويد : اگر بخاطر اين گفته عمر در زمان مرگش نبود مردم در اين شك نمىكردند كه پيامبر خدا أبو بكر را جانشين خود قرار داده بود ليكن او [ عمر ] در وقت مرگ خود گفت : اگر من كسى را بعنوان جانشين تعيين كنم كسى ( أبو بكر ) كه از من بهتر بود اين كار را كرده است و اگر مسلمانان را بخودشان واگذار كنم [ كه انتخاب كنند ] كسى كه از من بهتر بود اين كار را كرد . به همين خاطر مسلمانان فهميدند كه پيامبر خدا كسى را بعنوان جانشين خود انتخاب نكرده بود و عمر را هم نمىتوان متهم كرد كه عليه أبو بكر تعصب داشته باشد . « 1 » ابو رافع طايى كه بدست أبو بكر اسلام آورده بود و او را در عمليات ذات السلاسل در سال 8 همراهى كرده بود نقل مىكند كه بعدا از أبو بكر درباره بيعت با او در سقيفه سؤال كرد . أبو بكر به او گفت عمر بود كه در سقيفه به مردم يادآورى كرد كه وقتى پيامبر مريض بود به أبو بكر دستور داد كه با مردم نماز كند و اين امر باعث شد كه حاضرين [ در سقيفه ] تحت تأثير قرار گرفته و با او [ أبو بكر ] بيعت كنند . « 2 » لذا اين بيعت فقط انتخاب قبلى محمد صلّى اللّه عليه و آله را تأييد مىكرد . عايشه ، همانگونه كه ديده شد ، هميشه اصرار داشت محمد صلّى اللّه عليه و آله أبو بكر را انتخاب كرده
--> غير قابل بخشش مىدانست ( البدايه ، ج 5 ، ص 249 - 250 ، 286 - 287 ) . بعدا ابن كثير با خشم ضد شيعى خود اظهار داشت كه فاطمه عليها السّلام معصوم نبود بلكه فقط يك زن بود ( ج 5 ، ص 249 ) . ليكن روايت عايشه با چنين تفسيرى ناسازگار مىباشد . ( 1 ) ابن هشام ، سيرة ، ص 1010 . ( 2 ) ابن حنبل ، مسند 1 / 8 . أبو بكر اضافه مىكند او بخاطر ترس از فتنه كه باعث ارتداد مردم شود بيعت او را در سقيفه را پذيرفت .